موزه ی راه آهن
(پروژه ی طرح معماری 3)
موضوع پروژه این طور تعریف شده بود:موزه ی فرهنگی راه آهن در زمینی به ابعاد 100 در 120 متر مجاور میدان راه آهن تهران و شرق ساختمان ایستگاه راه آهن با زیربنای 3000 متر مربع و مجموعه فضاهای باز نمایشگاهی...
موزه می بایست بازدیدکنندگان و از جمله مسافرانی که مدتی وقت اضافی دارند را به بهترین صورت با تاریخچه ی راه آهن در ایران آشنا کند.
سایت پروژه در محدوده ی بافتی فرسوده و خیابان شلوغ و پر سروصدای شوش و همچنین بنای باارزش و قدیمی ایستگاه راه آهن قرار داشت.در نهایت تصمیم بر این شد تا باحجمی کاملا نو علاوه بر جلب توجه عابران و جذب آنها به داخل، با کاهش ارتفاع بنا و جای دادن یک طبقه در درون زمین همراه عقب نشینی بنا از لبه میدان حریم بنای ایستگاه حفظ شود.همچنین بدنه ی رو به خیابان شوش بصورت صلب و فقط همراه نورگیرهایی که کنجکاوانه به خارج نظر می کنند طراحی شد.
فرم ها حالتی سیال،کشیده و تاحدودی مشابه بدنه قطاردارند تا خود گویای عملکرد موزه و عامل جذابیت بصری آن باشند،به علاوه که به این وسیله فضاهای داخلی که به گالری ها اختصاص داده شده نیز مشابه فضاهای کشیده ی درون قطار است.
دید از طبقه ی دوم به کتابخانه ،رستوران و فضای انتظار آمفی تئاتر
دید از رمپ به گالری های اصلی
دید از داخل رستوران به گالری و آمفی تئاتر کوچک
دید از لابی طبقه اول به آمفی تئاتر کوچک و گالری ها

دید از سمت شرق
دید از سمت شمال غربی
ماکت موزه، دید شمال شرق
ماکت موزه،دید جنوب شرقی
دید هوایی ریل های راه آهن،دید هوایی میدان راه آهن و زمین پروژه
عکس قطار،ساختمان راه آهن تهران

دو یا سه هفته پیش با اعضای سایت معمار -24 و خاندان دکتر منصوری دو روز را در زنجان سپری کردیم!
هوای سردی داشت و باران و برف هم فراوان بود.از شهر، آن طور که تصور می کردم چیز زیادی نتوانستیم ببینیم چون واقعا چیز زیادی نبود!بیشتر شهر،بازار سرپوشیده ی زیبا، بزرگ و کشیده ی شرقی غربی ای بود که مانند اغلب بازارهای ایران مدرسه ها،مسجد ها و حسینیه ها را بغل زده بود.از استاد پیرنیا هم نقل می کردند که طولانی ترین بازار سرپوشیده ی ایران همین جا است!روز اول را بعد از نهار تا غروب و پس از غروب ،به حرکت در بافت و بازار اختصاص دادیم که واقعا جالب بود!!در بازار هنوز پیشه های زیادی دیده می شد که خیلی وقت است در بازار تهران منقرض شده اند و این شاید بخاطر دور افتادگی و یا کم رونقی شهر است که آنها را در لایه های تو در توی بازار امان داده است.

بیشتر بدنه ها مرمت شده بود،اتفاقی که در بازار تجریش در حال افتادن است و هر بار که از آن عبور می کنم مرا ذوق زده می کند!! امیدوارم در بازار تهران هم بیافتد!(اگر کسبه بگزارند)


با یکی از اعضای دفترش تماس گرفتیم:"برای مصاحبه ی نشریه معمار۲۴-..."خودش گوشی رو گرفت..
چقدر ما دانش جویان ناشناس رو تحویل می گرفت!!!
یه روز پاییزی بود،من هم دیر رسیدم.چقدر صمیمی!و مارو به خونه اش دعوت کرد...
اصلا فکر نمی کردم حالا...
روحش شاد
